تبليغاتX
هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها
designer: AmiR~HossiN~khaTeRi
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ نا شناسه اما بد نیس ببینی!
روح سرگردان!!
**کوچه عشق**
رخساره!
****فقط امیر رضایا!(خواننده سبک رپ!)****
خدمات حرفه ای وب
اس اسی ها برن این تو!!!**********
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...
امیر حسین خاطری:

دانلود قالب این وبلاگ

حتما بخوانید

البته من یه دخترم.اما این ماجرا حقیقت داره.برای خودم.بخون و عبرت بگیر.تا به روزگار من نیوفتی...
 
 
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

--------------------------------------------------------------------------------

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

--------------------------------------------------------------------------------

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

--------------------------------------------------------------------------------

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

--------------------------------------------------------------------------------

نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

--------------------------------------------------------------------------------

سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.


اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه
 
نظر یادت نره...

[+] نوشته شده توسط هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها در 23:9 | |

جملات پند آموز از بزگان

به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .
                                                                                                              دكتر علي شريعتي


شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید .
                                                                                   
 کیم وو چونگ


اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

مارکز 



هترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است .

برایان تریسی

 

در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است .

گوته

 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند .

تاگور

 

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .

الکساندر دوما


شانس هرگز کافی نیست .

اندرو متیوس


 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند .

مارکز




قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله .

آنتونی رابینز



اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید .

آنتونی رابینز


وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است .

لارو شفوک



در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است .

امرسون


دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی ، دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی .؟؟؟

                               
 

عشق یعنی ترس از دست دادن تو .
ایتالیائی

                                                                                               

موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن .

توماس ادیسون

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم .

هولمز


سعی نکنیم بهتر یا بدنر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خوذمان بهترین باشیم .

مارکوس گداویر



مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم .

ویلیام جیمز

 

تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزه ، محکمتر می شه ، دله

؟؟







بچه ها نظر كه يادتون نميره!!!

 



[+] نوشته شده توسط در 13:29 | |

درهم!!!!

سلام سلام سلام.


از دست نگار كه ميگه مطلب نمي ذاري!!!! بفرما نگار خانوم!!!!!

امروز مي خوام چند تا جمله و جك واستون بذارم.بخونيد و نظر بديد.!!!



آدما شو خي شوخي به گنجشك ها سنگ ميندازن گنجشك ها جدي جدي ميميرن
آدما شوخي شوخي حرف مي زنن قلب ها جدي جدي مي شكنن
تو به من شوخي شوخي خنديدي و من جدي جدي عاشقت شدم.

 

بیا تا آخرین دم هم قدمهای تو بالای سرم باشد
نگاهت غرق در اشک پشیمانی به روی پیکرم باشد
دلت را جاگذاری شاید آنجا تا که سنگ بسترم باشد.

هميشه ميگفتن پيدا كردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد تا اين كه تو رو ديدم كه براي پيدا كردن من چقدر زحمت كشيدي!!!



هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...

ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه های تيزش دست اونی که شکسته رو نبره!



کاش خداوند سه چيز را نمي افريد ؟(غرور) (دروغ) (عشق) تا انسان مجبور نباشد از روي غرور به عشق دروغ بگويد!!



 

دل آدما به اندازه‌ی حرفشون بزرگ نيست ......

امّا اگه حرفشون از دل باشه ، ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه !!!!!


 

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ...

آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ...

... و بعد ...

براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم .



 

اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت.





و اينام چند تا جك........



وزارت ارشاد اعلام کرد شعر اتل متل توتوله به دلايل زير غير مجاز است : استفاده از زن کردي . ترويج بي حجابي. استفاده از کلمات رکيک .شعر اصلاح شده: اتل متل زباله گاو قلي باحاله هم شير داره هم آستين شيرشو بردن فلسطين بگير يک زن راستين اسمشو بگذار حکيمه که چادرش ضخيمه!!!


ضرب المثل مکزيکي ميگه: بجز خودت و اسبت به کس ديگه اي اعتماد نکن!! منم بجز خودم و خودت به کس ديگه اي اعتماد ندارم!

فرق تو با فرقون ؟؟؟

 

فرقون گل میبره ولی تو دل میبری.



جهنم زماني است که شما داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و درآمد ايراني باشيد. بهشت زماني است که شما داراي: درآمد آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشيد!


دخترِ رشتيه ميره پيش مامانش ميگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشت!م


عابر بانكهاي اردبيل را جمع مي كنند از مسئولش مي پرسن چرا جمع كردي مي گه: اينا بجاي پول گرفتن شمع توش روشن مي كردن!



آرامش در زندگی بهترین چیزه

بیا به آرامش فکر کنیم
به زندگی
به عشق
به زیبایی
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم.


اصفهانی تو مسابقات رالی شرکت می‌کنه، سر راهش مسافر سوار می‌کنه!!



 

 ازدواج مثل دستشويي مي مونه .. اونايي كه تو هستن مي خوان بيان بيرون .. اونايي كه بيرون هستن اين پا اون پا مي كنن برن تو !



مي توني 200 هزار تومان به من پول قرض بدي؟؟؟؟

مي دونم كه داري، خواهش ميكنم كمكم كن به خدا بهت بر مي گردونم.!!.................

...............................................................................

................التماس يك ترك به يك خود پرداز!!!



به تركه ميگن gh مخفف چيه؟

ميگه گوجه فرنگي!!!



الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد..........
تالار و شام و عاقد و عكاس و دسته گل و ارايشگر و كفش و لباس و كيف و
زنجير و ساعت و حلقه و سرويس طلا آنهم از آن سرويس خوشگلها
و از اين جور مشكلها!!!!!!




نظر يادتون نره ها!!

[+] نوشته شده توسط در 12:54 | |

قصه های غیر عاشقانه

قصه های غیر عاشقانه :

سلام به برو بچز گلم!حالتون خوفه؟ ببخشیدا چند وقت بود دیگه این وبلاگم داشت تار عنکبوت می بست!آخه من به امید ممول آپ نمی کردم اونم به امید من!دیگه این طوری شد که این طوری شد!تازه اینجا خونمون هم بنایی هستش و  اوضا قمر در عقربه!به قول ممول می گه همش دارم عملگی می کنم وقت ندارم!

تیتر رو درست خوندی!امروز با دوتا مطلب غیر عاشقانه اومدم.خسته شدم دیگه از عاشقی و این چرت و پرتا! عشاق محترم این مطلب برای شما خوب نیست!کسایی هم که بیماری قلبی دارن حتما اینو بخونن تا از لذت محروم نشن.می گی نه؟پس نگاه کن!

 

محروم از لذت

2مرد در کنار دریا قدم می زدند.یکی از آنها به خاطر مشکلات قلبی اش و توصیه پزشک مبنی بر اینکه صبح ها پیاده روی کند ، چنین می کرد .دیگری به این خاطر آنجا بود که پیاده روی یکی از بزرگترین لذت های زندگی اش بود.

مردی که مشکلات قلبی داشت می گفت:«کاش این پیاده روی زودتر تمام شود ، قدم زدن در کنار دریا خسته کننده است»

دیگری این تعبیر را نمی فهمید ؛ در جهان او ، قدم زدن در چنین فضایی ، فرح بخش بود.

مردی که مشکل قلبی داشت ، می توانست از آنچه در زندگی اش رخ داده بود ، بهره ببرد.هر فعالیت حاصل از عشق ، انگیزه ای برای لذت و تفریح است اما او نمی توانست چنین کند. پیاده روی برای او تنها یک درمان پزشکی بود و نه بیشتر ؛ برای همین ، یک ساعت و نیم شادی، برای او برای او به زمانی مملو از رنج و عذاب تبدیل شده بود.

---------------

بازاری برای نخریدن

سقراط- فیلسوفی را که تحولی در اندیشه بشری ایجاد کرد و به همین دلیل به مرگ محکوم شد- همواره مشغول قدم زدن در بازار می دیدند.

یک روز یکی از شاگردانش که از این موضوع به شدت تعجب کرده بود ، از او پرسید: «استاد! از شما آموختیم که یک حکیم، زندگی ساده ای دارد.شما هم حتی یک جفت کفش با خودتان ندارید»

سقراط پاسخ داد«درست است!»

شاگرد ادامه داد«با این حال هر روز شما را در بازار شهر و در حال تحسین کالا های مختلف می بینیم»

سقراط پاسخ داد«درست است!»

شاگرد گفت«آیا اجازه می دهید پولی جمع کنیم تا بتوانید با آن ،چیزی برای خودتان بخرید؟»

سقراط گفت«هر چه را که می خواهم دارم اما عاشق این هستم که به بازار بروم .از زیبایی و تنوع کالاهای مختلف لذت می برم تا ببینم آیا بدون انبوه این چیزها ، همچنان خشنود خواهم ماند؟»

 خوندی؟دیدی آره؟!حالا دستت رو می بوسم یه نظر بده من جلوی این ممول کم نیارم!در ضمن بی معرفت یادت باشه بیست سوالی م رو جواب ندادی...اواااااااااااااااااااااا!!! (صدای گریه ام بود!!)پس منتظر نظرات گرمتون هستم.

قربان شما فعلا!به امید روزی که ممول یه مطلب آپ کنه تا اسمش تار عنکبوت نبنده!

[+] نوشته شده توسط هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها در 19:55 | |

:: مطالب پيشين