تبليغاتX
هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها - کوچه ی تنهایی
designer: AmiR~HossiN~khaTeRi
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ نا شناسه اما بد نیس ببینی!
روح سرگردان!!
**کوچه عشق**
رخساره!
****فقط امیر رضایا!(خواننده سبک رپ!)****
خدمات حرفه ای وب
اس اسی ها برن این تو!!!**********
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها - کوچه ی تنهایی در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...
امیر حسین خاطری:

دانلود قالب این وبلاگ

کوچه ی تنهایی

 

khodahafezi

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم ،

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت ،

آسمان صاف و شب آرام . بخت خندان و زمان رام .

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ،

همه دل داده به آواز شباهنگ ،

یادم آید تو به من گفتی:از این عشق حذر کن.

لحظه ای چند بر این آب نظر کن !

آب آئینه ی عشق گذران است ،

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است .!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن.

با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم ، سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم!

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد .

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نه گسستم .

باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم .

حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو ندانم ،

سفر از پیش تو هرگز نتوانم .

اشکی از شاخه فروریخت !

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت !

اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم . نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ان شب و شبهای دگر هم

نگرفتی از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

نظر یادت رفت بدی!!!!!!!! 

 

[+] نوشته شده توسط هک شد به دسته دیکتاتوری هکرها در 16:3 | |

:: مطالب پيشين